چند تا کاریکاتور زیبا پیدا کردم تو وبلاگ گذاشتم. امیدوارم خوشتون بیاد:






سومین روی سکه
تیر ماه 1384 بود که مردم ایران با رای به آقای دکتر احمدی نژاد، ایشان را برای چهار سال به عنوان رئیس جمهور ایران انتخاب کردند. شخصی که هیچ گاه در معادلات سیاسی بزرگان سیاست، تهدیدی جدی در عرصه رقابت انتخاباتی به شمار نمی آمد. گر چه دردو سه ماه مانده به انتخابات، زمزمه هایی ضعیف از شخصی که در شهرداری تهران، مشغول ایجاد تحول است و درب اتاقش به روی مراجعین باز است و اولین شهرداری بوده که با لباس رفتگری بین رفته گران حاضر شده است و مسائلی از این دست، به گوش مردم دیگر شهرها رسید، اما این صحبتها و حتی سابقه استانداری موفق احمدی نژاد در اردبیل هم زنگ خطری در گوش جناحهای مختلف و سیاسیونی که خود را برای کارزار انتخاباتی آماده میکردند، به صدا درنیاورد. حتی در دور دوم انتخابات هم با وجود حضور وی شاهد این بودیم که نماینده کاندیدای رقیب به صراحه فرمودند که آقای احمدی نژاد فاقد شیخوخیت بوده و ردای ریاست جمهوری بر تن ایشان بسی فراخ مینماید. اهانتها و استهزائات آن دوران هم همگی حول محور کوچک کردن شخصیت وی و خراب کردن ذهنیات مردم درباره او بود. ولی مردم طور دیگری فکر میکردند. بله آقای احمدی نژاد به ریاست جمهوری انتخاب شد تا این مفهوم به صدا درآید که مردم تشنه عدالتند و وفادار به آرمانهای اصیل اسلامی که برای آن انقلاب کرده اند. آنها نشان دادند که دیگر از تفکرات سرمایه داری خسته اند. نشان دادند که دیگر رغبتی به شعارهای به ظاهر زیبایی که در بطن آنها بیگانه پرستی و عدم تمسک به ارزشهای والای انسانی موج میزند ندارند. و از اینجا بود که مصداق بارز سخن" دشمن دشمن من دوست من است"، نقش بست و همانها که احمدی را به هیچ نمیپنداشتند، برای تخریب و از میان برداشتن دشمن مشترک، علیرغم همه مشکلاتی که با هم داشتند، متحد شدند. صاحبان قدرت و ثروت و همانها که احمدی نژاد گفته بود برای قطع دست آنان از بیت المال به میدان آمده به تکاپو افتادند. سرمایه های عظیم خود را به کار گرفتند و هرچه از دستشان بر می آمد برای عدم موفقیت احمدی نژاد بسیج کردند تا موقعیت خود حفظ کنند. اما برای سوق دادن توجهات به حریف و یا به زبان خودمانی انداختن توپ در زمین حریف، باید کاری کرد. باید اسبابی مهیا کرد که نه تنها تو متهم نباشی بلکه کاری کنی انگشت اتهام به سوی حریف بچرخد اذهان عمومی یقه او را بگیرد و در آن وهله چه چیز بهتر از موضوع روابط بین الملل؟ بله روابط بین الملل احمدی نژاد در آن مقطع بهترین موضوعی بود که برای تخریب وی مورد استفاده قرار گرفت چرا که وی در برابر سیاست منفعل قبلی در عرصه بین الملل، سیاست اقتدار و دفاع از شخصیت ملی در پیش گرفته بود. بحرانی خواندن های پی درپی شرایط کشور از طریق تریبون نماز جمعه و نشریات، مذاکرات مخفیانه با غربی ها و توصیه آنها به تحریم ایران، مسخره کردنهای بی حد و حصر فعالیتهای احمدی مثل نامه های تاریخی وی و شعارهای مقتدرانه اش در زمینه عدم عقب نشینی از حقوق ملت، نمونه های جزئی تلاش برای تحت الشعاع قرار دادن فعالیتهای احمدی نژاد بود. در تمام این مدت، شعارهای "انرژی هسته ای حق مسلم ماست" و "انرژی هسته ای، به جان ما بسته ای" ملت در حمایت از انرژی هسته ای ،به عنوان سمبل فعالیتهای بین الملل دولت نهم عدم توجهات به تخریبها را جلوه گر ساخت. کم کم مخالفان دولت به این نتیجه رسیدند که مقابله با روابط بین الملل احمدی نژاد، مصداق تف سر بالا میباشد. سفر رئیس جمهور روسیه به ایران پس از 56 سال و علیرغم همه تهدیدها، سفر احمدی نژاد به چین، برقراری روابط دوستانه با چندین کشور آزادی خواه امریکای جنوبی، دعوت از احمدی نژاد برای شرکت دراجلاس سران عربی خلیج فارس به عنوان مهمان ویژه برای اولین بار در تاریخ این اجلاس، دعوت از وی برای حضور در افتتاحیه المپیک2008 به عنوان مهمان ویژه و حمایتهای مردم ایران از دولت به عنوان مهمترین فاکتور، آنها را به این نتیجه رساند تا متقاعد شوند که در راه به چالش کشیدن زور گویان جهان، به طور علنی بر سر راه دولت سنگ اندازی نکنند.اما باید موضوع تازه ای برای به چالش کشیدن دولت و مخصوصا شخص احمدی نژاد پیدا کرد. چه چیز بهتر از موضوع اقتصادی؟ بالاخره وامهای هزاران میلیاردی بانکهای خصوصی و غیر خصوصی علیرغم تاکیدات دولت، تحریمهای مضاعف که به توصیه بعضی عناصر مخالف دولت به سرانجام رسیده بود، شایعه پراکنی های بی اساس وتورم بی سابقه بین المللی که کالاهای اساسی را در سطح جهان بین50 تا 300 درصد گرانتر کرده بود، و ...کارگر شد وتورم 11 درصدی در سال اول دولت نهم(پایین ترین نرخ تورم در چند سال گذشته) را به 21 در صد رساند تا مخالفین دولت، بهترین سوژه را برای انتقاد علیه دولت نهم بیابند. تا در بوق و کرنا کنند که دولت درزمینه مسائل اقتصادی بسیار ضعیف است. تورم 21 درصدی که 5 درصد از نرخ تورم دولت هشتم در دو سال پایانی(16 درصد) بیشتر و 30 درصد از نرخ تورم دولت پنجم(علیرغم گذشت نزدیک به 15 سال) کمتر بود، هم عاملی برای دلسرد کردن مردم و جلوگیری ایشان در حمایت از دولت نشد. حضور 60 درصدی مردم در انتخابات مجلس هشتم(بیش از دو دوره گذشته) و عدم اطمینانشان به گروههای مخالف دولت گواه بر این مدعاست. در صورت موفقیت دولت در مهار تورم و ایجاد ثبات در حوزه اقتصادی که به هیچ وجه دور از انتظار نیست، باید دید که سومین دستمایه مخالفین برای زیر سوال بردن دولت نهم چه خواهد بود.
روزنامه اعتماد ملي در حركتي جديد براي زير سؤال بردن «فرهنگ عاشورا»، طي
مصاحبهاي با احمد صدري- از اعضاي حلقه كيان- به شركت خودجوش و گسترده جوانان در
مراسم عزاداري عاشورا اشاره كرده و از صدري پرسيد: «آيا نميتوان حضور جوانان در
اين مناسك را نتيجه كمبود سرگرمي دانست؟(!)»
احمد صدري هم اهداف پرسش وقيحانة روزنامة اعتماد ملي را تكميل كرد و مدعي
شد: «بله، البته جنبهاي از آن سرگرمي است. چرا شما اين دو مساله را از هم جدا ميكنيد؟
بله اين مسائل هميشه بوده؛ در كنار مراسم عزاداريها و در همه فستيوالهاي مذهبي
همسريابي هم ميشده است. جوانان دور هم جمع ميشدند، ميخنديدند و با هم تكيه راه
ميانداختند. در كنار آن رقابت بين محلهها هم بود و هست.
آيا انتشار چنين مطالبي در ارگان حزب اعتماد ملي زيبنده شخصيت حجتالاسلام
مهدي كروبي است؟
زائرسرزمین عشق
شيخ ابوجعفر محمّد بن ابىالقاسم، محمّد بن على طبرى از اعمش از عطيه عوفى چنين نقل مىكند: همراه با جابر بنعبدالله انصارى براى زيارت قبر حسين(ع) حركت كردم. چون به كربلا رسيد، نزديك ساحل فرات رفت و غسل كرد، آنگاه دو جامه به تن كرد و از هميانى، مقدارى مشك برداشت و بر بدنش پاشيد. سپس با هر گامى كه بر مىداشت، خدا را ياد مىكرد و چون به قبر نزديك شد، گفت: دستم را روى قبر بگذار و من گذاشتم. او روى قبر افتاد و غش كرد. من مقدارى آب بر او پاشيدم و چون به هوش آمد، سه بار گفت: يا حسين(ع). سپس گفت: آيا دوستى پاسخ دوستش را نمىدهد؟! و افزود: تو چگونه مىتوانى پاسخ دهى، حال آنكه رگهاى گردنت را بريدهاند و ميان پيكر و سرت جدايى افتاده است؟ من شهادت مىدهم كه تو پسر خاتم پيامبرانى و پسر امير مؤمنانى و پسر هم پيمان تقوا و فرزند هدايتى؛ پنجمين اصحاب كسايى؛ پسر سرور نقيبانى؛ پسر فاطمه، برترين زنان جهانى، چگونه چنين نباشى و حال آنكه پرورده دست سرور پيامبرانى و در دامن پارسايان پرورش يافتى و از پستان ايمان شير خوردى و با اسلام از شير بريده شدى. پس پاكيزه زيستى و پاكيزه مردى. اما دلهاى مؤمنان در فراق تو ناخوش است، در حالى كه در خوبى حال تو شك ندارد. سلام و خوشنودى خداوند بر تو باد. من گواهى مىدهم كه تو به همان راهى رفتى كه برادرت يحيى بن زكريا رفت.
آنگاه چشمها را دور قبر گرداند و گفت: سلام بر شما كه در راه حسين(ع) فدا شديد و در ركابش جان باختيد. گواهى مىدهم كه شما نماز را به پا داشتيد و زكات را پرداختيد، به معروف امر و از منكر نهى كرديد. با كافران جهاد كرديد و آن قدر خداى را عبادت كرديد تا مرگتان فرا رسيد. به خدايى كه محمّد(ص) را به پيامبرى برگزيد، سوگند كه ما نيز در آنچه انجام داديد شريكيم.
عطيه گويد: به او گفتم: اى جابر چگونه؟ و حال آنكه ما در دشتى فرود نيامديم و از كوهى بالا نرفتيم و شمشيرى نزديم و اين گروه ميان سرها و پيكرهايشان جدايى افتاده است؛ فرزندانشان يتيم و زنانشان بيوه شدهاند!
گفت: اى عطيه! از حبيبم رسول خدا(ص) شنيدم كه فرمود: هر كس گروهى را دوست بدارد با آنان محشور مىگردد و هر كس از كار گروهى راضى باشد، با آنان شريك است. به خدايى كه محمّد را به حقّ به پيامبرى برگزيد، نيت من و نيت يارانم بر آن كارى است كه حسين(ع) و يارانش كردند. مرا به سوى خانههاى كوفه ببر. چون پارهاى راه رفتيم، گفت: اى عطيه! گمان ندارم كه پس از اين سفر تو را ببينم، آيا مىخواهى كه تو را وصيتى كنم؟ دوست بدار دوستدار آل محمد(ص) را تا هنگامى كه دوستشان مىدارد و دشمن بدار دشمن آل محمد(ص) تا هنگامى كه دشمنشان مىدارد؛ هر چند روزهدار و نمازگزار باشد. با دوستدار محمّد و آل محمّد(ص) مهربانى كن، چرا كه اگر بر اثر گناه فراوان يك گامش بلغزد، با محبّت آنان گام ديگرش ثابت مىماند (و جبران مىگردد). دوستدار آنان به بهشت و دشمنانشان به دوزخ بازمىگردند.
به نقل از تابناک

عزا داری چرا؟
دوباره ماه محرم رسید. یکی دو شب بیشتر به شب تاسوعا و عاشورا نمانده. خیمه های عزاداری خودشان را در گوشه گوشه خیابانها جا داده اند. از داخل بسیاری ازاتومبیلها صدای مداحی بلند است. مجالس عزا تا نیمه های شب برپاست. ولی این همه عزا و گریه و ماتم چرا؟ چه چیزی باعث شده که عزای حسین(ع) ابدی شود؟ اگر این مجالس و روضه ها نباشد چه میشود؟
در وهله اول به نظر میرسد که حجم تصور ناپذیر مصائب و فجایعی که در زمین کربلا اتفاق افتاده، هر روح سالمی ر ا به درد می آورد . مگر میشود دل یک انسان از شنیدن مصیبتی که بر سرطفل 6 ماهه سید الشهدا(ع) اتفاق افتاده جریحه دار نشود؟ کدام غیرتی سیلی خوردن یک دختر سه ساله را تحمل میکند؟ چه چیزی بیشتر از درک وفا داری یاران امام (ع) به ایشان، حس تحسین انسان را بر می انگیزد؟ آیا سلحشوری و شیرمردی حضرت عباس(ع) بهترین نمود حماسه نیست؟
اما همه اینها یک گوشه از ماجراست به قول آیت الله جوادی آملی این عزاداری ها 20 درصد مطلبیست که باید به آن پرداخته شود. به نظر من مهمترین مسئله ای که باعث شده عاشورا ابدی باشد، این است که این واقعه مهم منحصر به آن مقطع مکانی و زمانی نیست.همه ما حدیث کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا را بارها شنیده ایم ولی چقدر روی آن فکر کرده ایم؟ یکی از مهمترین مواردی که من ازحدیث فهمیدم این است که در طول تاریخ و در خیلی از زمانها ظاهر حق و باطل عوض میشود . ناحق خودش را حق نشان داده وحق را با ناجوانمردانه ترین اعمال باطل نشان میدهد و واقعه کربلا بزرگترین نماد جابجایی جایگاه حق و باطل است. کسانی که به امام گفتند به خاطر دشمنی با پدرت تو را میکشیم، بهتر از هر کسی میدونستن زمانی که پدرانشون بت میپرستیدند، پدر امام(ع) نماز میگذارد.ولی امام راچگونه به مردم شام معرفی کردند؟ یزید امیرالمؤمنین و امام خارجی و کافر معرفی شدند( بزرگترین نمود جابجایی حق و باطل). شریح قاضی حکم شرعی حلال بودن خون امام(ع) را صادر میکند. انسان این ظلم را جز خداوند بر چه کسی شکوه کند؟عده ای شهوت پرست بر مسند خلافت دینی مینشینند که رسول الله بنیانگذار آن است و فتوا بر حلال بودن خون فرزند وی و کسی که از طرف خداوند به امامت و ولایت منصوب شده میدهند. چه جابجایی حق و باطلی بزرگترازاین؟ هیچ چیزبیشترازاین جابجایی روح آزادمردان را آزار نمیدهد. دشمنان دین و کسانی که تمام هم وغمشان نابودی دین است در راس قدرت قرار میگیرند و سروران دین و دنیا،نمادهای مجسم دین و کسانی که روح دین هستند، با تهمت فساد و مخالفت با دین، ذبح میشوند.نکته دیگر مسئله دنیا وفریبهای آن است.ایستادگی در برابر وسوسه های مادی و نفسی نیاز به تقوای زیادی دارد. آن مردمی که برای کشتن امام(ع) بسیج شده بودند، مگر خودشان نامه ننوشته بودند و امام را دعوت نکرده بودند؟ چه شد که از مهمان به آن شکل پذیرایی کردند؟ قطعا یکی از مهمترین ترفندها وسوسه های مادی بود که به آنها نشان داده شد.
مگر آنها به خاطر این که مثلا اولین نفر بودن که تیر پرتاب کرده بودند یا مثلا ضربه ای به حضرت عباس(ع )زدند، تقاضای پاداش نمیکردند؟ البته آن مردم آنقدر پست بودند که خیلی هایشان به خاطر چند کیسه آرد مرتکب آن جنایت شدند. بلا شک واقعه عاشورا ابعاد بسیار گسترده ای دارد ولی به خاطر عدم اطاله کلام به همین دو مورد بسنده میشود. قطعا مسائل جابجایی حق و باطل ویا وسوسه های مادی مسائلی هستند که تا برقراری حکومت عدل امام عصر(ع) گریبانگیر بشریت خواهند بود وشیرینی زندگی واقعی را در کام همه مردم تلخ خواهند کرد. نمونه های بارز این فتنه ها چه در عرصه های سیاسی چه فرهنگی و چه زمینه های دیگربشر امروز نیز دیده میشود. مردم مظلوم فلسطین، آشوبگر و تروریست خوانده شده باید آواره شوند باید به خاک وخون کشیده شوند. داستان عراق، لبنان و تهمتهای زده شده به ایران از همین دست است. بیایید به داخل کشور اسلامی خودمان سری بزنیم. چه یسیارند دین فروشانی که صدای دین خواهی و روشنفکری آنها بلند است ولی از هیچ فرصت و پست و جایگاهی برای ضربه به دین چشم نمیپوشند و افرادی که زندگی و هم و غمشان دین است را با هر ترفندی ترور شخصیت میکنند و به حاشیه میرانند.
حال میرسیم به سؤال عزاداری چرا؟ فکر میکنم با توضیحات فوق اهمیت عزاداری و تجدید پیمان با آرمانهای امام (ع) بر همه روشن است. امید وارم که همه دانشجویان دانشگاه عاشورا حد اکثر بهره را از معارف ناب و غنی آن ببرند و مسلک استاد بی همتای خویش را جاری در زندگی خویش گردانند.
التماس دعا
.gif)

